تبليغاتX
.:: . ::.
.
دست نوشته های کربلایی سجاد صیدآبادی
» ثبت نام در جشنواره ملی فرهنگی و قرآنی کریم اهل بیت (ع) یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 22:2

جهت ثبت نام در رشته های مختلف فرهنگی و قرآنی جشنواره ملی کریم اهل بیت (ع) روی لینک های زیر کلیک کنید.

ثبت نام در مسابقه قرائت قرآن (غیرحضوری)    

وب سایت جشنواره : www.seghlain.ir 

التماس دعا

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: | لينک ثابت

» لیلة الرغائب جمعه پنجم خرداد 1391 0:26

همیشه از خودم می پرسم ؛ چطور می شود یک شبه ره هزاران شب را رفت و چطور می شود یک شبه به بسیلری از نعمات الهی دست یافت ؟! حقیقت مطلب اینجاست که می شود یک شبه ره نه تنها هزاران شب ، بلکه ره هزاران سال را رفت ولی این سیر تکامل نیازمند ظرفیت و تلاش انسان هاست و هرکسی نمی تواند به چنین موهبتی دست یابد !!

به نظر بنده بعضی زمان ها ، برخی مکان ها ، بعضی موقعیت ها و برخی نعمت ها را نباید به سادگی از دست داد. مثل شب قدر و یا شب عاشورا ، شب لیلة الرغائب و مانند آن و یا حضور در جوار بارگاه ملکوتی آقا اباعبدالله الحسین (سلام الله علیه) ، حضور در مسجد کوفه ، مسجد سهله و مانند آن و یا حضور در محضر علماء ، عرفا و اندیشمندان و امثالهم.

یکی از زمان هایی که می شود در آن ره چندین ساله رفت ، لیلة الرغائب است. لیلة الرغائب شب دعاست ، شب نیایش و شب رسیدن به معرفت الله است. مصادف شدن این شب با شهادت امام علی ابن محمد الهادی (سلام الله علیه) سخن های پنهانی را شامل می شود که بیان و درک آن نیاز به معرفت است. فقط این جمله را عرض کنم ؛ اگر می خواهید با سرعت نور به معرفت الله برسید از باب امام هادی (سلام الله علیه) وارد بشوید و حوائج خود را مطرح نمایید که قطعا نتیجه خواهید گرفت.

طبیعتا هرکسی برای خود و دیگران خواسته هایی دارد و چه خوب است این خواسته ها را پس از اعمال امشب در نیمه های شب از خدای سبحان طلب کند و انشاءالله جواب خواهد گرفت. ولی چه خواسته هایی بهترین درخواست ها از خداست بر می گردد به معرفت ، بصیرت و اعمال انسان ها که توانسته باشد ظرفیت طلب کردن چنین خواسته هایی را از خدای متعال طلب کند !! شاید بعضی دوستان آرزو داشته باشند که به درجات بالای معنوی دست یابند و یا به درجه رفیع شهادت نائل آیند ، برخی دیگر طلب کنند به موقعیت مناسب دنیوی و اخروی نائل آیند ، برخی دیگر پیشرفت در تحصیل و زندگی را از خدای متعال درخواست نمایند و مانند آن.

بنده ضمن اینکه عرض می کنم و عاجزانه درخواست می کنم از همه بزرگواران که در این شب باعظمت رهبر عزیزمان ، حضرت آقا مقام معظم رهبری و همچنین پدران و بخصوص مادران عزیز را فراموش نفرمایید ؛ دعا می کنم در این شب سراسر نورانی و پرخیر و برکت که خدای سبحان توفیق بدهد آدم بشویم و این آدم شدن زمینه ای بشود برای ظهور حجة ابن الحسن (سلام الله علیه) .

التماس دعآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: لیلة الرغائب | لينک ثابت |

» روح الله الموسوی الخمینی جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 14:46

نعمت بزرگی که وجود مبارک حضرت امام خمینی (ره) را از سایر علما و بزرگان عصر خود متمایز کرده بود ، عرفان و حماسه امام (ره) بود. اصولا یک فرد می تواند یا به سمت عرفان گرایش پیدا کند و در آن ذوب بشود و یا به سمت حماسه برود و با دلیری و جوانمردی به مقصد کلمة الله حرکت کند ، ولی کمتر کسی پیدا می شود هر دو نعمت بزرگ را یکجا در خود داشته و حفظ نماید. حضرت امام (ره) یک عارف حماسه ساز بود که انقلابی بزرگ را پدید آورد و همین انقلاب انشاءالله بزودی زمینه ساز ظهور بقیة الله الاعظم امام عصر (ارواحنا فداه) خواهد شد.

در بعد عرفانی امام (ره) ؛ همین بس که همواره در دعاهایشان از خدای سبحان درخواست می کردند بخشی از عرفان امام سجاد (سلام الله علیه) را به او عطا کند که همینطور هم شد. امام (ره) در بحث خدا شناسی به درجه ای از شناخت رسیده بود که همه چیز را از خدا می دید ؛ حتی در شرایط بسیار دشوار و در اوج خفقان رژیم شاهنشاهی. فلذا کسی که همه چیز را از خدای سبحان ببیند ، دیگر ترس و اضطراب برای او معنایی پیدا نمی کند ، دیگر گناه و معصیت برای او مفهومی ندارد. او نورانی شده و تمام زندگیش غرق در وجود قادر متعال است. در روز دوازدهم بهمن 1357 هنگام برگشت حضرت امام (ره) از پاریس به میهن عزیز اسلامیمان ؛ از ایشان سوال کردند : آقا چه احساسی دارید ؟ فرمودند : هیچ چی!! درواقع این جمله قصار امام (ره) یک جمله عرفانی و پر از مفهوم و درس و عبرت است ، که بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی ایران در اوج فعالیت سیاسی خود می گوید ؛ هیچ احساسی ندارم. مقصود امام (ره) از این عبارت همان مفهوم خدمتگزاری و وظیفه خالصانه است ؛ یعنی من فقط وظیفه ای که در محضر خدای سبحان دارم را به انجام می رسانم.

در بعد حماسی امام (ره) ؛ می توان به سخنرانی های امام و شفاف سازی ایشان علیه رژیم شاه اشاره کرد. علارقم شرایط بحرانی و کشتار بی رحمانه رژیم شاهنشاهی ، امام (ره) لحظه ای از اهداف اسلامی خود پا پس نکشید و لحظه ای هم درنگ نکرد. شجاعت امام (ره) زبانزد بود و کسی نمی توانست در مقابل ایشان بر خلاف شریعت اسلام سخنی بگوید و یا رفتاری غیراسلامی از خود بجا بگذارد. امام قاطع سخن می گفت و مقتدرانه رفتار می کرد و این عملکرد امام (ره) ناشی از قدرت معنوی ایشان بود.

شرایط حکومت در اوایل انقلاب بسیار دشوار بود ، ولی امام خمینی (ره) با درایت و تدبیری که داشتند مانند دوران حکومت نبی مکرم اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) با سختی ها مبارزه کرده و اهداف اسلامی خود را در جامعه پیاده کردند. به نظر بنده شرایط دوران امام خمینی (ره) بسیار دشوار بود ولی شرایط دوره امام خامنه ای (حفظه الله) مانند شرایط دوره امام علی (سلام الله علیه) بسیار دشوارتر از شرایط دوره حضرت امام (ره) است ؛ چرا که در شرایط امام (ره) مبارزه در برابر چند دیکتاتور و گروهک بود ولی امروزه ملت اسلامی ایران عزیز باید در برابر صدها گروهک و صدها دیکتاتور و صدها دشمن قسم خورده ایستادگی کند و مهم تر اینکه در دوره مقام معظم رهبری چهره دوست و دشمن به سادگی قابل تشخیص نیست و این مسئله کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد.

و ما ...

فرزندان زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و رهرو راه آن بزرگ بت شکن انقلاب اسلامی ؛ روح الله الموسوی الخمینی (قدس) موظفیم ؛ امروزه با فکر و اندیشه مان ، با قلم و گفتارمان ، با اعمال و رفتارمان و با بصیرت و درایتمان لحظه ای رهبر و مقتدایمان را تنها نگذاریم و تا خون در رگ هایمان جاریست از ولایت و رهبری زمان و از این میهن و این انقلاب دفاع کنیم و پرچم این انقلاب را به دستان مبارک امام عصر (ارواحنا فداه) بسپاریم...

میلاد باسعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امام خمینی (ره) را به همه شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم .

التماس دعآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: روح الله الموسوی الخمینی | لينک ثابت |

» وصیت مادر سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 19:41

بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله) اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور

یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا (س)

التماس دعـــــآ


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: وصیت مادر | لينک ثابت |

» آرزوی قرآنی سال 91 دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 23:48

هرکسی در زندگی خود آرزوهایی دارد و شاید هم هر لحظه یا هر ساعت یا هر روز و یا هر هفته و شاید هم هر سال آرزویی مخصوص در وجود خود دارد که امیدوار است روزی به تحقق بپیوندد. بعضی آرزوها بسیار بلند و دست نیافتنی هستند و در مقابل به بعضی آرزوها می توان دست یافت. بعضی آرزوها دنیوی هستند و بعضی آرزوها اخروی. به نظر بنده اگر کسی بخواهد به آرزوهایش دست پیدا کند باید مراحلی را طی کند که مجال بحث در این زمینه نیست. آرزوی داشتن زندگی سعادتمند ، آرزوی داشتن همسر و فرزندان صالح و پرفروغ ، آرزوی رفتن به سفرهای زیارتی ، آرزوی داشتن شغلی مناسب ، آرزوی بدست آوردن موقعیت مناسب اجتماعی و سیاسی و مانند آن . این آرزوها هم می توانند دنیوی باشند و هم اخروی !! ولی این ما هستیم که به این آرزوها سمت و سوق می دهیم و آینده مان را نیک و یا تباه می سازیم...

چند روز گذشته جمله ای به ایمیل شخصی بنده ارسال شد که در سال 91 چه آرزوی قرآنی دارید ؟ این سوال از وب سایت بزرگ قرآنی ایکا ؛ مرکز فعالیت های قرآنی جوانان کشور برای حقیر ارسال شده بود . بنده در پاسخ به این سوال زیبا و پرمعنا دو آرزوی قرآنی را بیان کردم که مهم ترین آن را عرض می کنم. ناگفته نماند چند ماه گذشته نیز طی مصاحبه ای با صدا و سیمای مرکز گلستان ، این آرزوی قرآنی را بیان کرده بودم که بنده آرزو می کنم روزی چنین توفیقی حاصل بشود قاری نوجوان و خوش صدای قرآن کریم محمد مهدی آهویی بتواند در محضر مبارک و نورانی مقام معظم رهبری به تلاوت قرآن بپردازد.

قاری نوجوان ؛ محمد مهدی آهویی

این آرزویی است که هر استادی می تواند نسبت به شاگردش داشته باشد و به چنین قاریان نوجوانی افتخار کند. نکته قابل توجه اینکه محمد مهدی آهویی درحال حاظر در سن 13 سالگی با چهار سبک قاریان مشهور جهان اسلام ؛ اساتید مصطفی اسماعیل ، عبدالباسط ، سعید مسلم و محمود شحات انور به تلاوت قرآن می پردازد و این یک شاهکار قرآنی است که نصیب بنده شده است.

بنده بخشی کوتاه از دو تلاوت زیبای ایشان را برای دانلود علاقه مندان در این پست قرار می دهم. تلاوت اول (تصویری) در اختتامیه جشنواره ملی فرهنگی و قرآنی قبله هفتم (سال 90) در میان انبوهی از جمعیت مشتاق مسجد جامع شهرستان بندرگز است که به سبک استاد محمود شحات انور انجام شده و بسیار زیبا و دیدنی است و تلاوت دوم (صوتی) در محفل باشکوه انس با قرآن کریم به سبک استاد عبدالباسط که انصافا تلاوت زیبایی است. علاقه مندان به ساحت مقدس قرآن کریم می توانند با ذکر یک صلوات این تلاوت های ارزشمند را دانلود نمایند.

دانلود تلاوت سوره اعلی                                                  

دانلود تلاوت سوره های غاشیه و بلد 

التماس دعــــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: آرزوی قرآنی سال 91 | لينک ثابت |

» یابن الحسن سه شنبه یکم فروردین 1391 1:20
 مولا جان ؛

مرا ببخش اگر سلام یادم رفت ، به پیش پای تو آقا قیام یادم رفت ، مرا ببخش اگر دل به دیگری دادم ، غم حسین علیه السلام یادم رفت.

یا مُقلب القلوب والابصار ، یا مُدبر اللیل والنهار و یا مُحول الحول والاحوال ، حَول حالنا اِلی احسن الحال.

اللهم عجل لولیک الفرج ، والعافیة والنصر ، و مُن علینا بظهوره ، و جعلنا مِن اشیاعه و انصاره و اولیائه ، والمستشهدین بین یدیه.

التماس دعـــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: یابن الحسن | لينک ثابت |

» چشم برزخی دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 12:9

بسیار کم اتفاق می افتد که بنده راجع چنین موضوعات پیچیده و عرفانی به ریز سخن بگویم. ولی از آنجا که چشم برزخی بی ربط به سیاست جامعه اسلامی ما نیست !! بنا بر درخواست دوستان توضیحاتی را هرچند مختصر در حد بضاعتم براساس نظریات شخصی خودم عرض می کنم. باشد که مورد رضای خدای سبحان قرار گیرد.

در حالت کلی چشم برزخی نعمت بزرگی است و شامل حال هرکسی نمی شود ؛ ولی بدست آوردن این چشم گرانبها چه لزومی دارد ، آن خود ، یک بحث دیگری است. اساسا علما و عرفای بزرگ ما بسیاری در گذشته و عده معدودی هم در زمان ما دارای این موهبت الهی بوده اند و هستند. به نظر بنده اگر کسی بخواهد به این نعمت خاص خداوندی برسد باید از راهش وارد شود و البته نیت و هدف نیز بسیار مهم و تأثیرگذار است و تا حدود زیادی تعیین کننده. بدست آوردن چشم برزخی برای خاص بودن و بلند پروازی و مانند آن محال است!! تنها در یک مورد است که انسان به چشم برزخی دست پیدا می کند و آن رسیدن به قرب الهی تحت لوای الطاف الهی است. یعنی انسان در جهت صحیح مسیر را طی کرده و برای رضای او که همان سعادت دنیا و آخرت است - براساس رحمتی که خدای سبحان دارد ، به این نعمت الهی دست پیدا می کند.

نخستین قدم برای رسیدن به چشمی که اعماق وجودی انسان و ماورای طبیعت را می بیند و نعمت های ندیده و نشنیده را به سادگی لمس می کند ؛ بدست آمدن صفتی است در وجود انسان به نام صفت حبابی !! یعنی انسان به جایی برسد که درون خود را از خود نبیند. وجود خود را از خود نبیند. زندگی خود را از خود نبیند. چنین صفتی می بایست در تمام وجود انسان طنین انداز شود. درواقع انسانی که می خواهد به نعمت های خاص الهی دسترسی پیدا کند باید خود را عبد او کند و لازمه عبد بودن ، بندگی کردن است و لازمه بندگی ، فروتنی در برابر اوست ؛ یعنی کف روی آب (حباب)!! یقینا کسی که در مقابل قدرت لا یزال الهی فروتن باشد - همواره خود را مطیع و فرمانبردار الهی می بیند و لازمه این کار نیز رجوع همیشگی به قرآن کریم و الهام گرفتن و پیروی محض از آیات نورانی آن است.

فلذا انسان تا به جایی می رسد فراموش می کند که چه کسی او را آفریده و به او نعمت داده و با فخرفروشی ، بلند پروازی ، خیانت و عجب و غرور ؛ صفت خود برتر بینی را در خود رواج می دهد و به ظاهر می شود اُباب ، یعنی آب پر ؛ یعنی به خود صفت خدایی می دهد ، در صورتی که اباب صفت خاص خداست و همتایی ندارد!! کسی که خود را آب پر می بیند ، چشم و گوش خود را از دست می دهد ، لذا طغیان می کند. چنین طغیانی هم در عالم سیاست و اجتماع پدید می آید و هم در عالم معنویت ؛ که در هر دو صورت کسی که زیان می بیند ؛ نخست خود آن فرد است و دوم حامیان و اطرافیان او. ولی چرا هیچ کدام از آنها نمی فهمند که در حال سوختن هستند ؟! چون قرآن کریم می فرماید چنین افرادی در دنیا در حال خواب سوخته اند و چون خوابند دردی را نیز احساس نمی کنند. تنها زمانی متوجه درد و عذاب می شوند که از خواب بیدار شوند و آن زمان ، زمان قبر و قیامت است.  به عنوان مثال ؛ در عالم خواب ، چراغی شعله ور می شود. هم بخشی از بدن انسان را می سوزاند و هم خانه و کاشانه او را ؛ ولی چون خواب است نمی فهمد. زمانی از خواب بیدار می شود که کار از کار گذشته است.

حال انسان می خواهد در مسیر معنویت ، راه را اشتباه طی کند یا در مسیر سیاست و انتخابات و مانند آن یک عده به ظاهر ولایتمدار و مادی گرا و موقعیت طلب را به دور خود جمع کند ، تخلف آنچنانی کند ، رشوه را در دستور کار خود قرار دهد ، تابع محض ثروت و قدرت باشد ، میلیاردی هزینه کند ، بخرد ، بفروشد ، بسازد ، بزند ، بدهد ، بپاشد ، تهدید کند ، زور بگوید ، ببرد ، بخورد ، بفریبد ، برقصد و بخندد ، وعده دروغین و آنچنانی بدهد ، راه را بر دیگری ببندد ، از دیگران برای خود پله کان ترقی بسازد ، یک عده جوان بی نوا را خام کند ، نان قرض بدهد و عیاشی کند و خانه خدا را به تمسخر بگیرد ؛ چنین انسانی نه تنها هیچگونه چشمی ندارد بلکه مردود دنیا و آخرت است و هیچ جایگاهی در محضر خدای سبحان نخواهد داشت!!

پس نخستین و مهمترین قدم برای رسیدن به موهبت های بزرگ الهی ، کوچک شدن در برابر عظمت لایزال الهی است. مرحله بعد در تحقق چنین مسیر دشواری ، رسیدن به اصل مراقبه است ؛ یعنی انسان در تمام لحظات زندگی از درون خود محافظت کند که لازمه چنین کاری مراقبت ویژه از راه های نفوذ شیاطین در بیرون است. محافظت در خوردن و آشامیدن ، سخن گفتن ، گوش کردن ، همکاری و معاشرت کردن و در حالت کلی مراقبت و حفظ صفات زیبا و پسندیده انسانی و دوری از صفات زشت و ناپسند حیوانی. پس از توجه و بهره گیری از موارد فوق ، در طول یک سال 400 مرتبه در شب و 400 مرتبه در روز بصورت پیاپی ذکر یونسیه را بخواند (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین).

یکی از کسانی که به این نعمت بزرگ الهی دست پیدا کرده بود حضرت آیت الله بهجت (سلام الله علیه) بودند. ایشان پشت سر خود را نیز مشاهده می کردند و با مشاهده صورت و چشم دیگران سر مبارک خود را پایین می انداختند و سخنی نمی گفتند و همواره از خدای متعال طلب می کردند که این چشم را از من بگیر. البته در دوران ما انسان های بزرگی هستند که این نعمت و نعمت های بزرگ الهی دیگر شامل حالشان شده است که بنده اشاره ای به آن بزرگان نمی کنم. فقط عرض می کنم ؛ در حال حاظر بالاتر از چشم برزخی نعمتی است که در وجود عده قلیلی از مومنین جای گرفته است و آن نعمت بزرگ « بصیرت » است که در وجود مبارک رهبر معظم انقلاب ، بزرگ بصیر جهان اسلام موج می زند.

این نعمت زیبا ، معنوی و باعظمت ، عیدی بنده به شما در آستانه عید سعید نوروز . رهبر و مقتدایتان را تنها نگذارید.

التماس دعــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: چشم برزخی | لينک ثابت |

» استخاره پرماجرا چهارشنبه سوم اسفند 1390 11:57

اینکه می گویند استخاره راه نجات ، صحیح است. چرا ؟ چون قرآن کریم حق محض است و هیچگاه اشتباه نمی کند. ولی آیا تنها راه نجات ، استخاره است ؟! خیر ؛ چرا که راه نجاتی عظیم در وجود خود انسانهاست و آن عقل و بصیرت است. انسان درصورتی که به یک ، دو راهی بیفتد و عقل او گنجایش هضم مسئله را نداشته باشد ، بهتر است به استخاره رجوع کند؛ البته با رعایت زمان و مکان و شرایط و موقعیت ...

روزی از روزها باتفاق دو نفر از دوستان مسجدی تصمیم گرفتیم مسیر زندگی مان را عوض کنیم. مسیری پرفیض و نورانی را انتخاب کردیم. طلبگی و دوران زیبا و معنوی بندگی. بعد چندین سال انتظار دوباره داغ دلم تازه شد که وارد حوزه علمیه شوم ؛ البته این بار باتفاق رفقا. ناگفته نماند در این سال های انتظار ، هرچه سعی کردم وارد حوزه بشوم بنا به دلایل عجیب و جالبی نشد که وارد دلایل خاص آن نمی شوم!!

بالاخره بعد مدتها تصمیم گرفتیم باتفاق رفقا وارد درس و بحث طلبگی بشویم. هرجا می رفتیم شرایط ورودی حوزه بهمون نمی خورد. آخرین مسیری که احتمال می دادیم بتوانیم وارد حوزه علمیه بشویم ، یک حوزه علمیه نسبتا خصوصی بود. حاج آقای ... ، مسئول محترم حوزه ما را دیدند و از ظاهرمان اظهار رضایت کردند و با چند تحقیق تلفنی گفتند بروید و جلسه بعد بیایید که رسما طلبه بشوید. ما هم خوشحال و مسرور که خدای متعال نظر لطفی به ما بندگان حقیرش کرده است.

نمی دانم چه شد. خواستیم خداحافظی کنیم و برگردیم که ناگهان یکی از رفقا ناغافل جمله ای از دهان مبارکش خارج شد که آقا جان ، حالا اگه ممکن است یک استخاره ای برای بنده بگیرید !! مسئول حوزه که سابقه جالبی در گرفتن استخاره داشت ، از دوست دیگرم پرسید : برای شما هم استخاره بگیرم ؟! ایشان هم ناغافل گفت : هرجور صلاح می دانید. مانعی ندارد ، برای من هم استخاره بگیرید. حاج آقا از من هم پرسیدند : برای شما هم استخاره بگیرم ؟! برایم سوال عجیبی بود. چون من خیلی مشتاق طلبگی بودم و نیاز به استخاره نداشتم. عرض کردم : خیر ؛ بنده استخاره نمی خواهم. حاج آقا گفت: بروید و صبح جمعه باهام تماس بگیرید!! صبح جمعه شد. تماس گرفتم. حاج آقا گفت: استخاره هر سه نفر شما بد آمد!! گفتم: من که استخاره نخواستم! ایشان گفتند : نمی شود، چون قرار بر استخاره شد باید برای شما هم استخاره می گرفتم!!

گفتیم: پس سه شنبه را هم استخاره بگیرید. گفتند: باشه. سه شنبه تماس گرفتیم. ایشان دوباره همان جمله قبل را تکرار گردند و گفتند : استخاره هر سه نفر شما بد آمد. گفتیم بی زحمت هفته بعد را هم استخاره بگیرید. گفتند : باشه. هفته بعد هم استخاره همه مان بد آمد. نکته جالب اینکه این روزها هر چقدر بر معنویتمان افزوده می شد نتیجه استخاره مان بدتر از قبل می شد. تصمیم گرفتم حضورا بروم محضر ایشان. دوستان که نیامدند. رفتم حوزه علمیه. گفتم : حاج آقا اولا که بنده استخاره نمی خواستم. حالا که می خواهید استخاره بگیرید ، محبت کنید تا آخر ماه برایم استخاره دیگری بگیرید. گفتند : باشه. چون بنده دیگر حال مساعدی نداشتم ، ماه بعد این بار رفقا تماس گرفتند. حاج آقا پاسخ جالبی به رفقا داد. بعد تماس رفقا ، دیدم دوستان غرق در خنده شدند. گفتم چی شده ؟! گفتند : حاج آقا گفتند در طول این ماه برای شما یک استخاره گرفتم بد آمد ؛ ولی برای آقای صیدآبادی هفته ای دو بار استخاره می گرفتم و تمام استخاره های ایشان بدون استثناء بد آمد!!

جالب تر اینجا بود که حاج آقا گفتند استخاره من برای این بود که شما را در این حوزه علمیه بگیرم یا نه و در مقابل بنده خود نیز با مشاهده چنین استخاره هایی برای خودم استخاره گرفته بودم که آیا وارد حوزه علمیه بشوم یا خیر ؛ که بسیار خوب درآمد!!

اشکم جاری شد. متوجه شدم که دیگر در حوزه علمیه جایگاهی ندارم ؛ درواقع توفیقات الهی شامل حال بنده نبود. شاید خدای سبحان می خواهد مرا در جایگاهی دیگر ببیند. از حاج آقا خداحافظی کردم و بعد مدت کوتاهی وارد دانشگاه شدم و پس از اتمام موفقیت آمیز دانشگاه ، ناخواسته وارد خدمت مقدس سربازی شدم که ماجرای سربازی انشاءالله در آینده ای نزدیک ...

ضمنا بنده قصد دارم در آستانه فرا رسیدن عید سعید نوروز عیدی خوبی به مشتاقان - دوستان و بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدرم بدهم که انشاءالله بزودی محقق خواهد شد.

التماس دعــــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: استخاره پرماجرا | لينک ثابت |

» حضور حماسی ؛ شعور حماسی جمعه بیست و یکم بهمن 1390 20:50

افتخار ما مسلمانان در سراسر ایران اسلامی اینست که در روزهایی مانند 22 بهمن در خیابان ها تجمع می کنیم و ضمن گرامیداشت یاد و خاطره پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و جانفشانی شهداء و رزمندگان عزیزمان، مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و دشمنان این مرز و بوم می زنیم. این حضور یکی از بالاترین عبادت هاست که خدای سبحان توفیق آن را به ما بندگان حقیرش عنایت فرمود و ما نیز خدای متعال را من باب چنین نعمت بزرگی شاکریم.

به نظر بنده - آن عزیزی که در صحنه های سرنوشت ساز میهن اسلامی حضور حماسی دارد ، شعور حماسی نیز دارد ؛ چرا که چنین احساس مسئولیت و چنین حضوری نیازمند فکر و اندیشه باز و آزاد می باشد. طبیعتا چنین شعوری شامل حال هرکسی نمی شود!! لذا آن کسی که می گوید من را چه به شعار دادن و مرا چه به راهپیمایی ؛ چنین شخصی نه تنها شعور حماسی ندارد ، بلکه اصلا شخصیت او تاکنون شکل نگرفته است. این طرز تفکر که نشانگر بی مسئولیتی فرد می باشد ، بیانگر اینست که چنین شخصی خود را فرد می بیند و متصور است که اجتماع را تشکیل نمی دهد ؛ لذا در تصمیم گیری های جامعه نیز خود را دخیل ندانسته و هیچ اقدامی را صورت نمی دهد!!

ولی نکته جالب توجه اینجاست که چنین افرادی که البته تعدادشان نیز معدود است ، در صحنه های سرنوشت ساز مملکت اسلامی مانند انتخابات و یا راهپیمایی ها حضور کمرنگ دارند ، ولی متأسفانه در برخی صحنه های بسیار غم انگیز جامعه مانند فتنه 88 حضور پرشور دارند و این رفتار آنان ، نشانگر شخصیت شکل نگرفته انسان های جاهل و بی بصیرت است ؛ چرا که سخن درون را نمی شنوند و اصلا درونی برایشان وجود ندارد ؛ بالاجبار ، خواسته یا ناخواسته سخن بیرون را می شنوند و یقینا بیرون هم هر روز یک رنگی است!! و اینجاست که نقش پدران و مادران در تولید مثل فرزندان و تربیت اسلامی آنان مشخص می شود و البته از نقش بانیان دینی و فرهنگی جامعه نیز نباید گذشت که مسئولیتی دو چندان دارند...

بیست و دوم بهمن ماه ، سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بر مسلمین جهان مبارک باد.

الله اکبر – خامنه ای رهبر

التماس دعـــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: حضور حماسی ؛ شعور حماسی | لينک ثابت |

» فی ارضهم غرباء سه شنبه یازدهم بهمن 1390 13:0

ای پسر رسول الله! روح ما فدایتان! ما در سرزمین خود غریبیم ...

حینما تساقط شهدائنا واحدُ تلو آخر، کنا نَشُّمُ نسیم الکرامه من حدیقه الامام الخمینی و نتذکر کل کلماتکم المبارکه...هل تعلمون خصوصا فی البحرین.. هل تعلمون بانّنا فی موطن ابنائهو فی ارضهم غرباء.

احمد حسن  خطاب به رهبر  انقلاب گفت:

سلام ای فرزند رسول خدا...روح من و روح تمام  این جوانان مقاومت فدای شما

وقتی که شهدای ما یکی پس از دیگری  به روی زمین می‌افتند ، همگی بهره برده‌اند از نسیم کرامت و عزت باغ امام خمینی(ره) و سخنان مبارک شما را ذکر می‌کنند.

آیا می‌دانید به ویژه در بحرین ...آیا می‌دانید که ما در سرزمین خود فرزندان غریبی هستیم.

نطق بسیار زیبا ، حماسی و معنوی احمد حسن حجیری ، جوان انقلابی بحرینی که در وصف احساسات پاک و انقلابی مردم بحرین و غربت جوانان و شهدای این انقلاب ابراز شده بود ؛ مرا به تحسین وا داشت که چند جمله ای را من باب وظیفه در آستانه دهه مبارک فجر بر قلم جاری نمایم ...

زمانی وجود مبارک حسین ابن علی (سلام الله علیه) می فرمود : اگر در کل زمین غریب و تنها بمانم و هیچ یاور و پناهگاهی نداشته باشم ، هرگز دست از مبارزه برنخواهم داشت. امروز نیز ما جوانان و رهروان راه آقا سیدالشهداء (سلام الله علیه) همان پیام و همان راه را ادامه خواهیم داد و می گوییم اگر ما جوانان در سرزمین خود غریب و تنها بمانیم ، هرگز ولی فقیه زمان را غریب نخواهیم گذاشت ، حتی اگر تمام تحریم های دنیا بر علیه نظام اسلامی شود و بخواهند ملت عزیز ایران را غریب جلوه دهند ، هرگز لحظه ای ولایت فقیه زمان را تنها نخواهیم گذاشت...

آن جوان بحرینی با نطق بسیار عمیق و حماسی خود به تمام جوانان دنیا فهماند که دفاع از ولایت مطلقه فقیه و دفاع از میهن اسلامی و دفاع از خون شهدای عزیز همواره در وجود ما جوان ها جاری است و تمام امت اسلام در سرتاسر دنیا حضرت آیة الله خامنه ای (حفظه الله) را رهبر و سرپرست حقیقی خود می دانند و از ایشان اطاعت پذیری می کنند.

ای امام عزیز، ای خمینی کبیر ، شاد و مسرور باش که امروز مملکت اسلامی ما در سایه و توجهات امام عصر (ارواحنا فداه) و رهبری مقتدرانه و حکیمانه مقام عظمای ولایت همواره در مسیری استوار و صحیح حرکت می کند و یقینا روزی خواهد رسید که پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران بر دستان منجی عالم بشریت (ارواحنا فداه) در این کشور اسلامی به احتزاز درخواهد آمد...

دوستان عزیز می‌توانند با ذکر یک صلوات فیلم مربوطه را اینجا مشاهده کنند.

التماس دعـــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: فی ارضهم غرباء | لينک ثابت |

» با همه باش و بی همه باش جمعه سی ام دی 1390 11:55

علامه حسن زاده آملی (حفظه الله)

جمله زیبای علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) که فرمودند : با همه باش و بی همه باش یک جمله کاملا عرفانی و حماسی است. جمله ای است که در آن هم روحیه عرفان و کلام و فلسفه و عبودیت یافت می شود و هم حماسه و ایثار و ازخودگذشتگی در آن موج می زند. اساسا با همه بودن کاری است بسیار دشوار و اینکه در کنار آن از همه دور باشی کار را برای انسان دشوارتر می کند.

درواقع اگر انسان فرق حباب و بشر را بداند می تواند به جمله عرفان و حماسه علامه حسن زاده آملی پی ببرد. فرق حباب و بشر اینست که بشر درونش پر و حباب درونش خالی است . لیکن چیزی که در درون انسان است و او را پرکرده و همه شئون انسان را گرفته و داخل انسان است ، انسان نیست بلکه چیز دیگری است . اگر روشن شد که او انسان نیست و چیز دیگری است ، انسان که حباب است و کف روی آب می داند آن چه درون اوست و او را پرکرده ، آن امانت است و باید این امانت را به صاحبش بسپارد تا بشود امین . خدای سبحان به انسان فرمود که تو هم مستأمنی و هم امینی و این امانت را سالم به مقصد برسان . اگر کسی تصور کرد که این امانت مال اوست می شود خائن و اگر باورش شد که این امانت مال خداست ، امینانه حفظ می کند ، صادقانه رفتار می کند ، به او ستم نمی کند.

درواقع اگر انسان خود را کف روی آب ببیند با همه می گردد ، با همه می سازد و با همه زندگی می کند ولی عاریت خود را از دست نمی دهد. در جایی دیگر اگر انسان درون خود را اباب ببیند ، یعنی آن چیزی که درونش را پر کرده او نیست ، او خداست ؛ بی همگی در او اثر می کند حتی اگر با تمام مردم عالم سروکار داشته باشد.

لذا اگر عالمی ، عارفی بگوید من را چه به سیاست جامعه اسلامی و من را چه به جهاد در راه خدا ، چنین شخصی نه تنها عالم و عارف نیست بلکه جاهل نیز هست ؛ چرا که خود را اباب دیده است نه حباب و چنین انسانی هرگز پیشرفتی در دنیا و آخرت ندارد. مثل چنین انسانی به اسبی می ماند که در آب رودخانه ایستاده و هیچ حرکتی نمی کند ؛ چرا که تصویر خود را در آب می بیند. یعنی به جای اینکه خود را حبابانه ببیند ، ابابانه می بیند. هنگامی این اسب از آب رودخانه رد می شود که آب رودخانه بر هم بخورد و اسب ، دیگر تصویر خود را در آن نبیند!!

در مقابل انسانی که علمی داشته و سیاستمدار خوبی باشد ولی ولایتمدار خوبی نباشد و تنها نام ولایت را برای بدست آوردن قدرت و منافع شخصی یدک بکشد ؛ چنین انسانی که از باب امامت و ولایت وارد نشده است می شود سارق!! به جای اینکه دین اسلام را یاری کند تیشه به ریشه دین می زند و چنین نمونه هایی را امروزه در برخی جوامع مشاهده می کنیم ...

التماس دعــــآ

نوشته شده توسط خدمتگزار آقا | موضوع: با همه باش و بی همه باش | لينک ثابت |

» فردای قیامت در و دیوار هم شهادت می دهند جمعه نهم دی 1390 11:30

آیت الله شهید دستغیب در کتابی با عنوان « معاد » به زیبایی تمام می نویسد : (مضمون فرمایش ایشان) قیامت بسیار متفاوت با دنیاست. راهها و گذرگاهها و شواهدی که در قیامت وجود دارد ، حاکی از آن است که قیامت بسیار فراتر از تصور ماست. درواقع در قیامت همه چیز اعم از انسان و حیوان و اشیاء جان دارد و همه سخن می گویند و به اعمال و رفتار و کردار انسان شهادت می دهند...

نه تنها عالم و آدم به اعمال انسان شهادت می دهند ، بلکه نیت و اعتقادات انسان نیز هویدا می شود ؛ چرا که قیامت حق محض است و جای هیچگونه شک و شبهه ای در آن وجود ندارد. برخی در مسیر قیامت در ظلمت به سر می برند و نیازمند اندکی نور الهی می باشند ولی نمی توانند به آن دست یابند. برخی مقداری از نورانیت را به همراه خود می آورند و تنها بخشی از مقابل خود را نورانی می کنند تا زمین نخورند و برخی نورانیت آنها بسیار زیاد است و دیگران نیز از آن بهره می گیرند.

کسی که قیامت خود را با ظلمت و تاریکی به سر می برد یقینا در دنیا نیز دل او تیره بوده ؛ لذا هیچ چشم و گوشی نیز در دنیا برایش وجود نداشته و راه را به بیراهه رفته است که چنین افرادی همان طاغوت و اولیاء طاغوت هستند و جایگاهشان اصحاب النار هم فیها خالدون است و چه بد جایگاهی است.

عده ای که در قیامت تنها بخشی از مقابل خود را روشن می کنند ، همان کسانی هستند که در دنیا اعمال نیک انجام می دادند ولی اعمالشان برای نجات خودشان بوده است که راه را گم نکنند. چنین افرادی در بهشت جایگاهی دارند.

عده ای نیز در قیامت نه تنها مقابل خود را روشن می کنند ؛ بلکه دیگران نیز از نورانیت عظیم آنها استفاده می کنند. اینها کسانی هستند که در دنیا نه تنها خود را به رستگاری رساندند ، بلکه دیگران را نیز به وادی هدایت رهنمون کردند ؛ که طوبی له و حسن مئاب.

اگر کسی در دنیا خوب باشد ، در قیامت چه غم دارد. اگر کسی در دنیا تقوا پیشه کند ، در قیامت چه دردی دارد. اگر کسی در دنیا مطیع فرمانبردار رهبری زمان باشد که در قیامت راه را گم نمی کند ؛ چرا که در دنیا نیز در مسیر هدایت بوده است. 

در مقابل ، سردمداران کفر و آن کسانی که در روز عاشورای حسینی ، در عزای ارباب بی کفن سوت زدند و کف زدند و خندیدند و بر ضد ولایت ایستادند ، چنین کسانی نه تنها به وجود مبارک  امام حسین (سلام الله علیه) اهانت کردند ، بلکه انسانیت خودشان را نیز زیر سوال بردند. در برابر چنین کسانی نه تنها در قیامت حاظرین و ناظرین بر صحنه شهادت می دهند ، بلکه در و دیوار نیز بر کردار زشت و ننگین آنها شهادت می دهند و اگر توبه نکنند و بر نگردند و بمیرند ، یقینا در فردای قیامت مواخذه سختی خواهند شد و چه بد جایگاهی است جایگاه دوزخ و بدتر از جایگاه دوزخ ، جایگاه دوری از خداست!!

آن کسانی که با اعمال زشتشان اشک مظلوم زمان حضرت آقا مقام معظم رهبری ، نائب به حق امام عصر (ارواحنا فداه) را جاری کردند ، که یقینا اشک امام زمانشان را نیز جاری کردند ، باید فردای قیامت پاسخگوی آن باشند ؛ هرچند در همین دنیا نیز سریعا پاسخ خود را گرفتند و 9 دی سال 88 پاسخ محکمی بود بر دهان یاوه گویان ، منافقین و دشمنان اسلام .

التماس دعـــآ


Copyright © 2006 - Site bus: خدمتگزار آقا